تبليغاتX
غريبه ي دهاتي
ملاقات با دوزخیان
از یارتا دیار افشانده قاصدک عطری زنوبهار
اما بر چنار کربانگ غارغار !!!


به گرد کعبه مبگردی پریشان
که وی خود را در آنجا کرده پنهان
اگر در کعبه میگردد نمایان اگر در کعبه میگردد نمایان
پس بگرد تا بگردیم بگرد تا بگردیم
در اینجا باده می نوشی
در آنجا خرمه می پوشی
چرا بیهوده میپوشی؟


در اینجا مردم آزاری در آنجا از گنه عاری
نمی دانم چه پنداری؟


در اینجا همدم و همسایه ات در رنج و بیماری تو آنجا در پی یاری
چه پنداری؟ کجا وی از تو می خواهد چنین کاری؟


چه پیغامی که جز با یک زبان گفتن نمی داند
چه پیغااااااااااااااااااااااااااااامیییییییییییییییییییی


  چه سلطانی که جز در خانه اش خفتن نمی داند
چه سلطاااااااااااااااااااااااااااانیییییییییییییییییییییی


چه دیداری که جزدینار و درهم از شما سفتن نمیداند
چه دیداااااااااااااااااااااااااااااااااریییییییییییییییییییییییییی


به دنبال چه میگردی که ای راوی
خرد گم کرده ای شاید نمیدانی
دهاتی جان خود سیری که خاموشی نمی گیری
لبت را چون لبان فرخی دوزند
تو را در آتش اندیشه ات سوزند
هزاران فتنه انگیزند
تو را بر سر در میخانه آویزند.

پ ن : این شعر هم مربوط به گروه مستان می باشد که همین روز ها در آمریکا کنسرت دارند !!!

پ ن : در شعر اصلی به جای کلمه دهاتی "همای" میباشد !

و اینکه ببخشید دیر اومدم یکی از دوستام تصادف کرده حالش خوب نیست خواهش میکنم براش دعا کنید.

|+|
دهاتي چهارشنبه دوازدهم تیر 1387 1:26